+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان ۱۳۹۲ ساعت توسط گمنام
|
ساده لباس بپوش، ساده راه برو
اما در برخورد با دیگران ساده نباش
زیرا سادگی ات رانشانه میگیرند
برای درهم شکستن غرورت . .
==============================
من آن گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی آبی ولی با منت و خواری پی شبنم نمی گردم.
من اون خاکم به زیر پا ولی مغرور مغرورم به تاریکی منم تاریک ولی پر نور پر نورم
اگه گلبرگ بی آبم به شبنم رو نمیارم
اگه تشنه تو خورشیدم به سایه تن نمی کارم
من اون دردم که هر جایی پی مرحم نمی گرده
چه غم دارم اگر دنیا به کام من نمی چرخه
من اون عشقم که با هرکس سر سفره نمی شینه
من اون شوقم که اشکامو به جز محرم نمی بینه
اگه من ساقه ی خشکم به دریا دل نمی بندم
اگه بارون پربارم به صحرا دل نمی بندم
=================================
یه احساس عجیب دیگه می خوام همونی رو که قلبم می گه می خوام یه صبح دیگه و یه حال تازه یه رویایی که آرامش بسازه یه احساس عجیب دیگه می خوام که پیداشه میون اشک چشمام دلم میخواد روی ابرا بشینم تا دنیا رو از این بهتر ببینم خدایا قلب من پیش تو گیره کناره تو همه چی بی نظیره میتونم غصه رو از هم بپاشم می تونم عاشق خورشید باشم کناره تو همه چی خوب میشه می تونم عاشقت باشم همیشه دلم قرصه به خورشید و به ماهت دلم قرصه به گرمای نگاهت خدایا قلب من پیش تو گیره کناره تو همه چی بی نظیره می تونم غصه رو از هم بپاشم می تونم عاشق خورشید باشم» ===========================
نگاهم رو به سمت تو ،شبم آیینه ی ماهه دارم نزدیکتر میشم ،یه کم تا آسمون راهه به دستای نیاز من ،نگاهی کن از اون بالا من این آرامش محضو ،به تو مدیونم این روزا خدایا دوستت دارم واسه هر چی که بخشیدی همیشه این تو هستی که ازم حالم رو پرسیدی بازم چشمامو می بندم که خوبی هاتو بشمارم نمی تونم فقط میگم خدایا دوستت دارم تو دیدی من خطا کردم ،دلم گم شد دعا کردم کمک کن تا نفس مونده به آغوش تو برگردم تو حتی از خودم بهتر،غریبی هامو می شناسی نمی خوام چتر دنیا رو که تو بارون احساسی ============================
به طاها به یس به معراج احمدبه قدر و به کوثر به رضوان و طوبی به وحی الهی به قران جاری به تورات موسی و انجیل عیسی بسی پادشاهی کنم در گدایی چو باشم گدای گدایان زهرا(س) چه شب ها که زهرا دعا کرده تا ما همه شیعه گردیم و بی تاب مولا(ع) غلامی این خانواده دلیل و مراد خدا بوده از خلقت ما مسیرت مشخص، امیرت مشخص ،مکن دل دل ای دل بزن دل به دریا که دنیا به خسران عقبی نیرزد به دوری ز اولاد زهرا (س) نیرزد و این زندگانی فانی جوانی خوشی های امروز و اینجا به افسوس بسیار فردا نیرزد.. اگر عاشقانه هوادار یاری، اگر مخلصانه گرفتار یاری، اگر آبرو می گذاری به پایش، یقینا یقینا خریدار یاری، بگو چند جمعه گذشتی ز خوابت؟ چه اندازه در ندبه ها زار یاری؟ به شانه کشیدی غم سینه اش را و یا چون بقیه تو سر بار یاری؟ اگر یک نفر را به او وصل کردی، برای سپاهش تو سرباز یاری به گریه شبی را سحر کردی یا نه؟ چه مقدار بی تاب و بیمار یاری؟ دل آشفته بودن دلیل کمی نیست اگر بی قراری بدان یار یاری و پایان این بی قراری بهشت است بهشتی که سرخوش ز دیدار یاری نسیم کرامت وزیدن گرفته و باران رحمت چکیدن گرفته مبادا بدوزی نگاه دلت را به مردم که بازار یوسف فروشی در این دوره ی بد شدیدا گرفته خدایا به روی درخشان مهدی به زلف سیاه و پریشان مهدی به قلب رئوفش که دریای داغ است به چشمان از غصه گریان مهدی به لب های گرم علی یا علی اش به ذکر حسین و حسن جان مهدی به دست کریم و نگاه رحیمش به چشم امید فقیران مهدی به حال نیاز و قنوت نمازش به سبحان سبحان سبحان مهدی به برق نگاه و به خال سیاهش به عطر ملیح گریبان مهدی به حج جمیلش به جاه جلیلش به صوت حجازی قرآن مهدی به صبح عراق و شبانگاه شامش به آهنگ سمت خراسان مهدی به جان داده های مسیر عبورش به شهد شهود شهیدان مهدی مرا دائم الاشتیاقش بگردان مرا سینه چاک فراقش بگردان تفضل بفرما بر این بنده ی بی سر و پا مرا همدم و محرم و هم رکاب سفر های سوی خراسان و شام و عراقش بگردان