ma-soltan.persianblog.ir

http://ma-soltan.persianblog.ir/


این ادرس وبلاگ دیگه من اگر دوست داشتین به اونجاهم سری بزنین فرقی نداره هردوش مثل هم هستن فقط اون پرشین بلاگ.اینجاهم کمتردیگه اپ میکنم.

پست ثابت

چه دنیای بی رحمی شده! چقدر بی رحم!
حتی برای لحظات تنهاییت ، برای اشک هایت ، برای ساعات غمگینیت ، باید دلیل بیاوری ، برای دیگرانی دلیل بیاوری که بی هیچ اجازه ای در باره ات قضاوت می کنند در ذهن خیالپردازشان ، به تو چه لقب ها که نمی دهند و عجیب آنکه ، چنان واقعیت را با خیال پوچشان می آمیزند که خود حقیقت را به فراموشی می سپارند و وقتی سعی می کنی به آنها بفهمانی که همه چیز آنطور که آنان فکر می کنند نیست
تنها به تو لبخند به ظاهر معنی دار می زنند ، اگر اعتمادت به خودت کم باشد
 خودت هم ، دیگر حقیقت را نخواهی یافت، و همین است که سعی کرده ام کمتر به سخن دیگران اهمیت دهم ، به آنچه که از من در ذهنشان می سازند، آیا این بدان معنی است که می خواهم باعث آزردگی خاطر کسی شوم؟

آنان که دوستشان داشتم و دارم ، چه راحت مرا شکستند ، و من،تنها ، شکستم و...دیگر هیچ

دلم گرفته از آدمایی که جلو روت باهات خوبنو پشت سرت هزار جور حرف میزنن

از کسانی که  تا باهات کار دارن یادشون میاد تو هم هستی

 

این دنیا آرامش نداره واقعا انسان بودن و ماندن سخته

آدما اشرف مخلوقاتن اما بعضیاشون از بعضی ... هم پست ترند

آدما هم دوروغ میگن،هم آسون دل میشکنن    دنیای بدی شده
دنیایی که توش پررویی یک هنره
دنیایی که توش هر کس زیر آب زنی رو بلد نباشه بهش میگن ساده
دنیایی که به هر کس خوبی میکنی باید خیلی زود منتظر بدیش باشی
دنیابی که آدمها اصلا نمیدونن انسانیت و مهر و محبت چیه
دنیایی که هر چی بی رحم تر باشی بهت میگن زرنگ تره

 روزی فرا خواهد رسید که شیطان فریاد میزند ، آدمی پیدا کنید سجده خواهم کرد (واقعاکه شیطان حق داشت در مقابل ما ادمها سجده نکرد شیطان باید جلوی ما لنگ بندازهچون ما شیطون روهم درس میدیم قربونت برم خدا این بود همون اشرف مخلوقاتت )------------------------------------------------------------------------------نسلی هستیم که حوصلمون سر میره با احساسات هم بازی می کنیم------
هر آنچه ته دلت هست را بگو...
نگذار بماند!!!
این روزها تواضع یا تودار بودن معنایی ندارد،
حرف نزنی،یابویی!!!
... ... ... و احمق تر از آنچه که هستی حسابت میکنند.
همیشه انتقامت را هم همان لحظه بگیر،
نگیری،زخم زبان میخوری
آن هم از خود،نه دیگری!!!
دلت را خالی کن تا درد و دلی نماند؛
نه کوه به کوه میرسد
و نه آدمی به آدمی..

تنها سوپرمیلیاردری که امام(ره) پیشانی‌اش را بوسید

موضوع زندگی ادواردو هم از آن حکایت‌هایی است که انگشت تعجب همه را به دهان می‌برد
http://ketabnak.com/images/covers/ayatolah_khomeini.jpg

http://www.negarkhaneh.ir/UserGallery/2012/2/ANJOMANE-EDVARDO-AGNIELI_21062656.jpg

یک شهروند از ایتالیا با امام خمینی دیدار کرد. او برای ادای احترام به جمهور اسلامی و به شیعیان آمده است. او بابت آنچه که انقلاب تا کنون برای پیشرفت آرمان و به نام خدا انجام داده است از رهبر انقلاب تشکر کرد.

به گزارش فارس، شهید ادواردو آنیلی تنها پسر جیوانی آنیلی که ثروتمندترین خانواده یتالیا محسوب می‌شد، بود. به استناد مستندی که با موضوع زندگی این شهید تهیه شده درآمد سالیانه این خانواده سه برابر درآمد نفتی جمهوری اسلامی ایران بود. و از جمله دارایی های آنان باشگاه یوونتوس و کارخانجات ماشین فیات، لامبورگینی، فراری و ... بود. طبیعی است که با چنین ثروتی هر انسانی ممکن است حتی نتواند در خوابش هم خود را جای پسر آنیلی بزرگ بگذارد.

موضوع زندگی ادواردو هم از آن حکایت‌هایی است که انگشت تعجب همه را به دهان می‌برد و نشان می‌دهد اگر به خدا برسی حتی چنین زندگی و ثروت افسانه‌ای هم برایت بی‌ارزش می‌شود.

به قول حضرت شمس:
آنکس که تو را شناخت جان را چه کند/فرزند و عیال و خانمان را چه کند/دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی/دیوانه تو هر دو جهان را چه کند


                       شهید ادواردو آنیلی (هشام عزیز)


ادواردو پس از اینکه دین اسلام و مذهب شیعه را پذیرفت دست از دنیا شست و راه دیگری در پیش گرفت. او سفری به ایران داشت و در آن سفر با امام خمینی(ره) نیز دیدار کرد. ادواردو که حالا دیگر نام خود را هشام عزیز گذاشته بود بعد از مسلمان شدن از طرف خانواده طرد شد و پسری که پدرش جزو اولین ثروتمندان دنیا بود برای رفت و آمدش حتی کرایه تاکسی هم نداشت. سرانجام یهودیانی که چشم به اموال خاندان آنیلی داشتند و از طرف دیگر مسلمان شدن تنها وارث این خانواده داغی گران بر سینه شان گذاشته بود با توطئه ای او را به شهادت رساندند.

آنچه پیش روی شماست متن دستخط ادواردو آنیلی به زبان ایتالیایی است که پبشنهاد ادواردو به عنوان متن خبر ملاقات او با حضرت امام (ره) است. ملاقاتی که در ۸ شهریور ۱۳۶۰ در حضور مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای، هاشمی رفسنجانی، مرحوم حاج احمد خمینی و آقای فخرالدین حجازی انجام شد. چون قرار نبود نام ادواردو ذکر شود این ملاقات جنبه خبری نداشت و لذا متن زیر تقدیم دفتر امام (ره) نگردید. شهید آنیلی تنها خلرجی ‌ای بود که توفیق داشت حضرت امام پیشانی‌اش را ببوسد.

به نام الله بخشنده و مهربان
یک شهروند از جمهوری ایتالیا امروز با امام خمینی دیدار کرد.
او برای ادای احترام به جمهور اسلامی و به شیعیان آمده است.
او بابت آنچه که انقلاب تا کنون برای پیشرفت آرمان و به نام خدا در روی زمین در این دوران انجام داده است از رهبر انقلاب تشکر کرد.
هشام عزیز( نام مستعار شهید ادواردو آنیلی است)

http://i1.mixna.ir/2013/11/12/18952939_9833979caaef.jpg

http://media2.afsaran.ir/si9Q9Fo_535.jpghttp://negarkhaneh.ir/UserGallery/2012/2/ANJOMANE-EDVARDO-AGNIELI_13102209.jpg

داستان امیر کبیر و امام حسین (ع)

حضرت آیت الله اراکی رحمة الله علیه می فرمودند:
شبی خواب امیرکبیر را دیدم؛ جایگاهی رفیع و متفاوت داشت
http://arshnews.ir/images/docs/000018/n00018488-b.jpg

به نقل از نما،
پرسیدم چون شهیدی و مظلوم کشته شدی این مرتبت نصیبت گردید؟
با لبخند گفت: خیر
سوال کردم : چون چندین فرقه ی ضاله را نابود کردی؟
گفت : نه . . .
با تعجب پرسیدم : پس راز این مقام چیست؟
جواب داد : هدیه ی مولایم حسین علیه السلام است!
گفتم : چطور؟
با اشک گفت: آنگاه که رگ دو دستم را در حمام فین کاشان زدند، چون خون از بدنم می رفت، تشنگی بر من غلبه کرد. سر چرخاندم تا بگویم: قدری آبم بدهید، ناگهان با خود گفتم: میرزا تقی خان دو تا رگ بریدن، این همه تشنه ای! پس چه کشید، پسر فاطمه سلام الله علیها ؟ او که از سر تا به پایش زخم شمشیر و نیزه و تیر بود. از عطش امام حسین علیه السلام حیا کردم ، لب به آب خواستن باز نکردم و اشک در دیدگانم جمع شد ...
آن لحظه که صورتم بر خاک گذاشتند، امام حسین علیه السلام تشریف آوردند و فرمودند: به یاد تشنگی ما ادب کردی و اشک ریختی و آب ننوشیدی.
این هدیه ی ما در برزخ ؛ باشد تا در قیامت جبران کنیم...

http://www.funpress.ir/wp-content/uploads/2013/04/cnbvkgv5c72bprqhf2t2.jpg

ماجرای شیعه شدن یک خانواده مسیحی

خانواده‌ای مسیحی که با توسل به حضرت عباس(ع) از مرگ حتمی نجات پیدا کردند، مسلمان شده و به بندگی این بزرگ مرد تاریخ شتافتند.

http://gallery232.persiangig.com/image/IMG_4910.jpg

 به نقل از  باشگاه خبرنگاران ؛‌ایام محرم بود و به تاسوعا و عاشورا چند روز بیشتر نمانده بود . راننده کامیون مسیحی از تعطیلات پیش رو استفاده کرد و به همراه همسر و دختر 6 ساله اش به قصد تفریح و کار به سمت بندر عباس حرکت کرد.

بعد از بارگیری در اسکله بندر عباس در روز تاسوعا با 25 تن بار به سمت تهران حرکت کرد. در کمربندی بندر عباس به دسته های سینه زنی برخورد کردند که با پرچم های " یا ابوالفضل " سینه میَ‌زنند و عزاداری می‌کنند.

دختر مرد مسیحی که برای بار نخست با چنین صحنه‌هایی مواجه شده بود سوال‌های بی‌شماری در ذهنش نقش بست. پدر اینا چرا با زنجیر به خودشون می‌زنند. پدر پاسخ داد: دخترم این مردم مسلمان و شیعه هستند.

این مردم می دانند مردی به نام حسین(ع) و او نیز برادری دارد به نام عباس(ع) این عباس مثل فردا در رکاب برادرش امام حسین به شهادت می رسد و کشته می‌شود.

دختر که در دنیای کودکانه‌اش غرق بود گفت: اگر فردا کشته می‌شود چرا الان برایش سینه می‌زنند؟
پدر گفت: دخترم این آقا " عباس" در نزد خدای یکتا آبروی بسیاری دارد . خیلی از کسانی که دچار گرفتاری می‌شوند به سراغ او می‌روند. حتی مسیحیان هم درخواست‌های خود را پیش او می‌برند.

شیعه‌ها می‌گویند که عباس پناه بی‌پناهاست، گره‌های بزرگ را باز کرده.
کمی بعد دختر بچه مسیحی در کامیون خوابید. مدت کمی گذشت ناگهان مرد مسیحی در گردنه های سخت با 25 تن بار متوجه شد که ترمز ماشین کار نمی کند!!!

رنگ از صورت او و همسرش پرید. نمی دانست باید چه کند. همسرش، دخترش...
زن مسیحی گریه می‌کرد گاهی به مردش و گاهی به دخترش که معصومانه در رویای شیرین غرق بود نگاه می‌کرد. ترمز ماشین خراب شده بود و کار نمی‌کرد این واقعیتی بود که نمی‌توانستند بپذیرند.

دخترک شش ساله از خواب پرید، وقتی دید اشک از چشمان پدر و مادرش جاریست بغض خود را قورت داد. از پدرش پرسید: ماشین ترمز نداره؟؟!!

پدر با هزار آرزویی که برای دخترش داشت گفت: نه..
دخترک گفت: بابا او آقای بزرگی که گفتی اسمش عباس هست به فریاد ما هم می‌رسد یا نه؟

پدرگفت: اون عباسی که گفتم برای شیعه‌هاست. دخترک که قانع نم‌ شد گفت: مگه خودت نگفتی هر کسی بره در خونش دست خالی بر نمی گرده...

ناگهان پدر و مادر به فکر فرو رفته اند و در دلشان روزنه امید پیدا شد.
زن مسیحی گفت: بیا حالا یه مرتبه صداش بزنیم .
مرد گفت: اگر عباس من را از این گرفتاری نجات بده شیعه می‌شوم..

پس از این ناگهان کامیون به شکل معجزه‌آسایی ترمز به کار افتاد. مرد مسیحی ماشین را به کنار جاده هدایت کرد وقتی از ماشین پیاده شدند پشت سرشان همه ماشین ها ایستاده بودند وقتی از آن ها می‌پرسیدند که چه اتفاقی افتاده دخترک شش ساله گفت: به خدا ما آزاد شده عباسیم، مردم به خدا عباس ما را نجات داد.

به اولین شهری که رسیدند به منزل یکی از علما رفتند تا شیعه شوند.

مرد عالم از آن ها پرسید: در این ایام اتفاقی افتاده که می خواهید شیعه شوید؟ دختر 6ساله گفت: شما نبودید که ببینید ، ابوالفضل (ع) ما را نجات داد.

http://img.tebyan.net/big/1389/09/12321035102003819698592512596123855170.jpg

طرح عجیب بر روی لیوان

 

عکس متفاوت از نگار‌جواهریان



قبول دارین زیباترین بازیگران ودختران جهان رو کشور عزیزمون ایران داره کاری به حجاب یا بی حجابیشون ندارم اگر قدر خودشونو بدونن زیباتر از این هم هستن

سلطان اواز معین

متن ترانه بسیار زیبای سفره از معین


http://www.uploadgar.com/image/images/76556095097601691876.jpg
بیا دست قشنگ مهربانت را عصایی کن که برخیزم
و شور انگیز و شوق آلود بدامان شقایقها بیاویزم

بدزدم تیشه فرهاد عاشق را و بی پروا چنان رعدی بنای سنگی غم را فرو ریزم


بسازم کلبه عشقی میان باغ فرداها و حافظ وار بر بام فلک طرحی دگر از عشق اندازم و نقش دیگری ریزم

بیا واکن لبانم را به تکرار سرود عشق که من آن مرغ غمگین شباویزم

دلم می خواد تو سفره مون


یه لقمه نون داشت پر عشق


وسط برکتش میشد


هر چی که خواست از خود عشق


دلم می خواست تو باغچه مون می کاشتمت


گل می دادی


رنگ و وارنگ از همه رنگ نرگس و سنبل می دادی


دلم می خواست میشد واست


دشت رو چراغونش کنم


ماه رو بزارم تو چشات


ستاره بارونش کنم


وسط میدون ببرم بازار رو ارزونش کنم


داد بزنم خاطر خواتم عشق رو فراوونش کنم


گلاب قمصر میشدی به مرگ گل جون میدادی شاخه به شاخه برگ به برگ به لپشون خون میدادی


گریه عاشق میشدی نم نم بارون میدادی به شاعرای در به در شعر فراوون میدادی


http://up.pat-o-mat.com/up3/137597612010841.jpg

هوس

برای من نوشته
گذشته ها گذشته
تمام قصه هام هوس بود
برای او نوشتم
برای تو هوس بود
ولی برای من نفس بود

کاشکی خبر نداشتی

دیونه نگاتم
یه مشت خاک ناچیز
افتاده ای به زیر پاتم
کاشکی صدای قلبت
نبود صدای قلبم
کاشکی نگفته بودم
تا وقت جون دادان باهاتم

نوشته هرچه بود تموم شد

نوشتم عمر من حروم شد
نوشته رفته ای زیادم
نوشتم شمع رو به بادم
نوشته در دلم هوس مرد
نوشتم دل توی قفس مرد

کاشکی نبسته بودم

زندگیمو به چشمات
کاشکی نخورده بودم
به سادگی فریب حرفات

لعنت به من که آسون

به یک نگات شکستم
به این دل دیونه
راه گریز و ساده بستم


 

اصفهان

دلم می خواد به اصفهان برگردم
بازم به اون نصف جهان برگردم
برم اونجا بشینم
در کنار زاینده رود
بخونم ازته دل
ترانه و شعر و سرود
ترانه وشعروسرود

خودم اینجا

دلم اونجا
همه راز و نیازم اونجا
ای خدا
عشق منو ، یار و منو ، اون گل نازم اونجا
چه کنم ، با کی بگم
عقده دل راپیش کی خالی کنم
دردمو با چه زبون به این و اون حالی کنم
دردمو با چه زبون به این و اون حالی کنم

آسمون گریه کند

بر سرجانانه من
اشک ریزان شده دلدار درو خانه من
از غم دوری او
همدم پیمانه شدم
همچو شبگرد غزل خون
سوی میخانه شدم
مست و دیوانه شدم
مست و دیوانه شدم

بخدا این دل من پر از غمه

تموم دنیا برام جهنمه
هر چی گویم من از این سوز دلم
بخدا بازم کمه بازم کمه

چه کنم ، با کی بگم

عقده دل را پیش کی خالی کنم
دردمو با چه زبون به این و اون حالی کنم
دردمو با چه زبون به این و اون حالی کنم

دلم می خواد به اصفهان برگردم

بازم به اون نصفه جهان برگردم



http://dl.topnaz.com/fun/2012/2/image/Moein%20-%20Majnoon.jpg
یکی را دوست میدارم

یکی را دوست میدارم
یکی را دوست میدارم
ولی افسوس او هرگز نمی داند
نگاهش میکنم
نگاهش میکنم
شاید
شاید
بخواند از نگاهه من که او را دوست میدارم
ولی افسوس او هرگز نگاهم را نمی خواند
وای
به برگ گل نوشتم من
به برگ گل نوشتم من
که او را دوست میدارم
ولی افسوس
ولی افسوس
او گل را به زلف کودکی آویخت تا او را بخنداند
صبا را دیدم و گفتم صبا دستم به دامانت
صبا را دیدم و گفتم صبا دستم به دامانت
بگو از من به دلدارم تو را من دوست میدارم
ولی ناگه
ولی ناگه
ز ابر تیره برقی جست و روی ماه تابان را بپوشانید

من به خاکستر نشینی عادت دیرینه دارم

سینه مالامال غم اما دلی بی کینه دارم

پاکبازم من ولی در آرزویم عشق باز یست

مثل هر جنبندهای من هم دلی در سینه دارم

من عاشقه،عاشق شدنم

من عاشقه، عاشق شدنم

در کدامین مکتب و مذهب جرم است پاکبازی

در جهان صدها هزاران پاکباز از سینه دارم
کار هر کس نیست مکتب داری این پاکبازان
هدیه از سلطان عشق بر هر دو پایم پینه دارم

پینه دارم


من عاشقه،عاشق شدنم

من عاشقه، عاشق شدنم

من از بیراهه های هله بر می گردم و آواز شب دارم

هزار و یک شبی دیگر نگفته زیر لب دارم
مثال کوره میسوزم تنم از عشق امید طرم دارد
حدیث تازه ای از عشق مردان حلب دارد

من عاشقه،عاشق شدنم

من عاشقه، عاشق شدنم

من به خاکستر نشینی عادت دیرینه دارم

سینه مالامال غم اما دلی بی کینه دارم

پاکبازم من ولی در آرزویم عشق باز یست

مثل هر جنبنده ای من هم دلی در سینه دارم

من عاشقه،عاشق شدنم

من عاشقه، عاشق شدنم

من عاشقه،عاشق شدنم

من عاشقه، عاشق شدنم
------------------------------------------------------


http://www.iroonionline.com/uploadcenter/images/70479054730439889877.jpg



بیوگرافی کامل معین

 

 استاد نصرالله معین متولد سال  1330 در شهرستان نجف اباد اصفهان .
 وی در خانواده ای 13 نفره همراه با 4برادر و7 خواهر بزرگ شد . خانواده ای که از نظر مالی در سطحی متوسط قرار داشتند .


نام درست ایشان نصرالله معین نجف آبادی است. استاد معین در یک خانواده کاملا مذهبی به دنیا آمده است. یازده برادر و خواهر هستند که نام چهار برادر عبارتند از: صیف الله(شاید فتح الله)، نصرالله( استاد معین )، مرتضی و نام برادر چهارم که متاسفانه برای ما مشخص نیست. استاد معین فرزند هفتم این خانواده می باشد و خانم اشرف فرزند آخر این خانواده و خواهر استاد معین به همراه ایشان زندگی می کنند.

پدر استاد معین متاسفانه فوت کرده اند –روحشان شاد- و استاد معین با مادر خود زندگی می کنند. استاد معین در گذشته به همراه پدر خود در شغل قالی فروشی فعالیت داشته است و در کنار این حرفه افتخار مداحی اهل بیت را نیز داشته اند.

معین، اصفهان، زادگاه زیبای خود را بسیار دوست داشت و با اینکه در زمان معین مکان تجمع هنرمندان در پایتخت کشور یعنی تهران بود معین در اصفهان ماند و در هتل شاه عباس اصفهان به اجرای برنامه پرداخت و اصفهان را ترک نکرد. تمام عشق و علاقه معین پس از خانواده اش در اصفهان پایان می پذیرد. او اصفهان را بسیار دوست دارد و هنوز هم دلش می خواهد به اصفهان برگردد.

فعالیت هنری استاد معین به طور رسمی پس از انتشار ترانه یکی را دوست می دارم شروع شد. این ترانه در ایران و در زمانی منتشر شد که حکومت مرکزی ایران جمهوری اسلامی ایران بود. اما پس از آن دیگر مجالی برای صدای قلب های شکسته نبود و استاد معین ایران سرزمین مادری خود را ترک کرد. استاد معین پس از اینکه ترانه یکی را دوست می دارم را در ایران منتشر کرد کشور را ترک کرد؛ و این وداع تلخ استاد معین بود با وطن عزیزش ایران که خود در ترانه ی ایران عشق فراوانش را به سرزمین آریا نشان می دهد.


تا کنون آلبوم های بسیار زیادی از استاد معین منتشر شده اند که بسیاری رسمی هستند مانند آلبوم لحظه ها، معما و . . . تعدادی هم مانند آلبوم عاشقانه ها، دل سوخته، گل های غربت و . . . به صورت گلچینی از آلبوم های استاد معین و یا گلچینی از ترانه های استاد معین به همراه گلچین ترانه های خوانندگان دیگر است. از وضعیت رسمی یا غیر رسمی بودن تعدادی از این آلبوم ها مشخصا اطلاعی نداریم به همین دلیل از تقسیم کردن این آلبوم ها به دو دسته رسمی و غیر رسمی خودداری می کنیم.

یکی را دوست می دارم، کعبه، هوس، سفر،، گل های غربت، آرزو، بی بی گل، صبحت بخیر عزیزم(عاشق تر از من چه کسی)، به تو می اندیشم(سکه یا ننه)، اصفهان(فائزه و معین)، خاطره7 ، مست، مسافر(گل های غربت3)، دل سوخته، دلبر(معین، داریوش )، هزار و یک شب(، معین، داریوش )، ترانه سال، سلمان، پریچهر، نماز، تولد عشق، عاشقانه ها، پنجره، معما، پرواز، لحظه ها و جدید ترین آلبوم معین که در سال 1385 منتشر شد با نام دیدی گفتم......نگفتم؟




استاد معین در ترانه های خود به تمام ابعاد زندگی اشاره کرده است. مهر به دخترش در اجرای ترانه های بابا و پریچهر و مهر و علاقه ی او به همسرش در اجرای ترانه طناز در آلبوم یکی را دوست می دارم(استاد معین از همسر خود جدا شده است). مهر و علاقه ی او به وطن عزیزش ایران در اجرای ترانه ایران از آلبوم نماز که به حق حزن و اندوهی که در صدای اوست نشان دهنده ی تمام احساسات معین نسبت به ایران است که به هیچ زبانی نمی توان این حالت روحانی را توصیف کرد. پس ما نیز از توصیف این حالت خودداری می کنیم و شما را دعوت می کنیم تا برای یک بار ترانه ایران استاد معین را با تمام وجود گوش کنید و ببینید که ایرانی هر کجا هم باشد ایرانی است و این پیوندی است ناگسستنی بین ایران و ایرانی. دعوت انسان ها به فرار از غم در اجرای ترانه های گذشته، خوش بینی و . . . که این شاید یکی از مهم ترین مسائلی است که متاسفانه در زندگی ماشینی امروز به آن محتاج هستیم تا زیر بار غم دور و زمانه تاب و تحمل داشته باشیم.


اوج کار استاد معین در اجرای ترانه های او درباره دین مقدسش اسلام است. الله اکبر......الله اکبر. اجرای ترانه نماز که زیبایی آن را نمی توان وصف کرد. و از همه مهم تر اجرای ترانه سلمان در سال 1368 پس از اهانت سلمان رشدی به پیامبر خدا در کتاب آیات شیطانی در سال 1367 که واقعا اوج علاقه ی استاد معین به دین آخرین پیامبر خدا را نشان می دهد.

تــــو ای وارث افــــکار شیــــطانی......نگـــــو، نگـــــو، نگـــــو نامرد بی انصاف.......نگـــــو دیگر از اســلامـم، که من فردی مسلمانم......من از مهد دلیرانم، من از آن دسته شیرانم که مرد گوی و میدانم......برای دین و ایمانم فدا می سازم این جانم......قسم به دین و ایمانم که من انجیل می دانم......قسم به نور چشمانم که من تورات می خوانم......قسم به خاک ایرانم، که من فردی مسلمانم......و من یک عاشقم، عاشق آیات قرآنم، بله من عاشق آیات قرآنم......مگر قرآن چه می گوید: بجز عشق و فداکاری......بجز راه صفا و دوری از ننگ و ریاکاری......بجز راه وفا و عشق می خواند . . .




عده ای از خواننده های ایرانی تنها به سیاست فکر می کنند و تمام تلاش هنری خود را صرف این مسله می کنند. عده ای فقط در کار های مذهبی فعالیت می کنند. عده ای فقط به شادی و سرور مردم فکر می کنند و سعی می کنند تنها با کار های خود غمی را از دل مردم بردارند. عده ای از غم دل عاشقان سخن می گویند و . . . اما استاد معین در تمام این زمینه ها فعالیت داشته است و به حق در تمام موارد پیروز و سر بلند بوده است. امیدواریم که استاد معین سالیان سال با صدای زیبا و روحانی خود در کنار ما باشد.

حتما شما هم مانند ما از اینکه استاد معین چهار سال پس از وارد شدن آلبوم لحظه ها دیگر آلبومی را وارد بازار نکردند بسیار ناراحتید. در گفتگویی که استاد معین با شبکه بی بی سی داشت گفت که اگر می خواست در این چهار سال آلبومی ارائه دهد سراسر غربت و جدایی و اندوه بود. و ای کاش استاد معین در این چهار سال آلبومی به بازار عرضه می کرد زیرا که حتی ترانه های سراسر اندوه او نیز عالی هستند و غیر قابل وصف و ارزش هزاران بار گوش دادن را دارند.
منبع : cloob.com


 https://sites.google.com/site/alirezasong/88/Moein.jpg

 معین همچون دیگر ستارگان به نام موسیقی کشور از همان دوران کودکی علاقه خود را به اواز، در خواندن قران و اشعار شعرای نامی ایرانی نشان داده بود . معین در سن 18 سالگی نزد بزرگترین اساتید اواز ان زمان همچون استاد تاج اصفهانی و استاد حسن کسایی به یادگیریه گوشه ها و دستگاه های اواز ایرانی پرداخت .

بعد ها معین از سال 1352 تا1357 در هتل عباسی و کاباره هزار و یک شب به اجرای برنامه مشغول شد . دیری نگذشت که نام معین نه تنها در اصفهان بلکه در میان علاقه مندان به موسیقی در سراسر ایران شنیده میشد .

 وابستگی بیش از حد معین به زادگاهش سبب شد تا وی نتواند همزمان با دیگر خوانندگان هم سن و سال خود که در ان موقع در تهران مشغول بودند کار کند . همین مسئله باعث شد تا معین اولین کار خود را در سال 1359 با عنوان یکی را دوست میدارم روانه دنیای موسیقی کند .
 اما نکته مهم این بود که یکی را دوست میدارم با ترانه ای از مسعود امینی و اهنگی از معین ان چنان در میان مردم جا باز کرد که این اثر پس از مدتی کوتاه از مرز های ایران گذشت و توسط خوانندگان ایرانی که پس از انقلاب به امریکا مهاجرت کرده بودند خوانده شد .

 هایده ، ابی و عارف از جمله معروف ترین این افراد بودند .معین یک شبه راهی را که بسیاری برای ان سال ها کار کرده بودند پیموده بود و اینک تبدیل به اوازه خوانی نامی تبدیل شده بود .

معین پس از انقلاب و حتی بعد از اجرای اولین کار خود همچنان به علت وابستگی های خویش در ایران مانده بود ، اما دیگر چاره ای جز ترک وطن نداشت . معین به سال ؟1360ایران را با هدف رسیدن به امریکا به مقصد اسپانیا ترک کرد .

 شاید بهترین خاطره از این ماجرا ترانه حیرت سروده اردلان سرفراز است که در همان سال های انقلاب و اوج گیری معین به وی تقدیم شد . که دران اردلان پس از صحبت از اوضاع موجود در کشور پس از انقلاب به صدای معین اشاره میکند که در این تنهایی مطلق فقط دست تو بر در زد و از خروج اجباری معین از کشور می گوید ( این ترانه بعد ها توسط معین با اهنگی از خودش خوانده شد).

 معین مدتی در اسپانیا اقامت داشت ودر انجا به اجرای برنامه در کلوپ ها پرداخت . پس از مدتی و به کمک دوستان خود و همچنین همکاری خانم هایده راهی امریکا شد تا معین وارد مرحله دیگری از کار هنری خود شود .

مرحله ای که باید دور از وطن در دیار غربت سپری میشد .

 معین در سال ؟1362 اولین البوم مستقل خود را با نام می پرستم از شرکت ترانه راهی بازار کرد . می پرستم با ترانه زیبایی از معین و اهنگ کاظم رزازان به همراه دیگر اهنگ های البوم تنوانست تا فروش بالایی را برای اولین البوم معین داشته باشد .
 معین در کنار هایده تشکیل یک زوج هنری بسیار حرفه ای را داده بودند و البوم گل های غربت با صدای این دو توانست پرفروش ترین البوم سال شود اما این زوج هنری با فوت هایده از میان رفت ، که این مسئله ضربه ای جبران ناپذیر به موسیقی ایرانی وارد کرد .

 معین یک بار دیگر توانست با البوم پریچه در سال 1364 با اهنگ هایی از فرید زولاند و بیژن مرتضوی پرفروش ترین البوم سال را منتشر کند . پریچه اثری ماندگار از معین با ترانه ای از اردلان سرفراز که به یاد مادر سروده شده بود .

 سال 1368 ازدواج معین با خانمی ایرانی در امریکا در سن 38 سالگی . وی در همان سال البوم زیبای صبحت بخیرعزیزم را روانه بازار کرد . دوسال بعد یعنی در سال 1370 اولین فرزند معین متولد شد ، وشاید تاثیر ترانه زیبای پریچه سبب شد تا معین نام دخترش را پریچهر بگذارد . در همان سال اهنگ سکه به عنوان هدیه نوروزی معین پخش شد ، و پس از ان البوم تولد عشق را راهی دنیای موسیقی کرد .

بی شک ماندگار ترین ترانه این البوم اثر(( میلاد)) است . ترانه ای بی نظیر از همایون هوشیار نژاد در کنار اهنگی پر شکوه از حسن شماعی زاده سبب شد تا معین یک بار دیگر هنر خود را به رخ بکشاند .

معین در سال 1374 از همسر خود جدا شد ، و تا مدتی در تنهایی به سر برد . وی در سال 1378 مجددا ازدواج میکند ، که حاصل ان دختری دیگر به نام ستاره بود .

 انتشار البوم پرواز در سال 1379 پرواز شکوهمندانه دیگری بود برای معین در اسمان هنر ایرانی .1381 انتشار البوم لحظه ها ، البومی که در سطحی فوق العاده و بالاتر از موسیقی زمان خویش منتشر شده بود اثر لحظه ها با اهنگی خاص و کاملا حرفه ای از حسن شماعی زاده و اوای بی نظیر معین کار را به اثری ماندگار در موسیقی ایرانی تبدیل کرد .

 بی شک در ان زمان کسی نمی دانست برای شنیدن البوم بعدی معین باید چیزی در حدود شش سال انتظار بکشد . معین یک بار دیگر در سال 1382 طعم تلخ جدایی را چشید و از همسر خود طلاق گرفت .

 وی در همین سال ها یکی از برادان خویش ( فتح الله ) را نیز از دست داد . این جریانات سبب شد تا نزدیک به یک سال از موسیقی کناره گیری کند . در اواخر سال 1383 معین شرایط روحی خود را بدست اورد و برای انتشار البوم بعدی خود اماده شد .
 در این میان حجم بالای کارهای ارائه شده به معین و مسائل دیگر از جمله حساسیت معین برای ارائه البوم ماندگار دیگر سبب شد تا انتشار ان مرتبا به تعویق بیافتد . اما معین در این میان 3 کار از البوم خود را به نام های خوشبینی ، طلوع و بت پرست را منتشر کرد . پاییز سال1386 انتشار البوم طلوع . معین دوباره برگشته بود با کارهایی رویایی و.....
 
البومی بی نظیر با همکاری اساتیدی چون بابک بیات ، فضل الله توکل ، صادق نوجوکی ، کاظم عالمی ، بابک رادمنش و.....


استاد معین از جمله خوانندگانی است که کنسرت های فراوانی را در طول سال برگزار میکند ، کنسرت های معین در مجلل ترین و با شکوه ترین سالن های کنسرت برپا میشود .
 توانایی ایشان در اجرای کنسرت منحصر به فرد است اشنایی معین به دستگاهها و گوشه های اواز ایرانی سبب شده تا معین در اجرای برنامه هایش متفاوت با دیگر خوانندگان باشد و ساعت ها به اجرای برنامه اش بپردازد . نکته دیگری که می توان به ان اشاره کرد تنوع کاری معین است ، که این مسئله اورا یک بار دیگر به خواننده ای استثنایی تبدیل کرده . اجرای اهنگ در دستگاه های اصیل ایرانی ،و همچنین اجرا در موسیقی پاپ باعث شده تا وی را پرچم دار سبک پاپ سنتی بدانند .

تنوع کاری معین علاوه بر نوع اهنگ ها به ترانه سرایان و اهنگ سازان نیز مربوط میشود . به طوری که در اثار معین هیچ گاه در البوم ها تکرار احساس نمی شود . معین همچنین یک اهنگساز توانمند نیز هست .

 ساخت اثار ماندگاری همچون یکی را دوست میدارم ، کعبه و...خود نشان دهنده این امر است . وی همچنین ازسال ها پیش یعنی در ایران به نواختن عود (بربط) مشغول بوده است و اکنون چیزی در حدود 40 سال است که این ساز اصیل ایرانی را می نوازد .

 امروزه دیگر معین تنها یک خواننده با طرفداران میلیونی نیست . معین بخشی از موسیقی ایرانی محسوب می شود و بی شک این موسیقی خصوصا در این سال های غربت مدیون معین است . وی همواره به مردم و هنر متعهد بوده است .

 صدای اسمانی معین به همراه ترانه ها و اهنگ های که در این سال ها منتشر کرده سبب شده تا به وی جاودان صدای عشق گویند .

 با ارزوی اینکه یک بار دیگر صدای معین ،جاودان صدای عشق ، در ایران همیشه جاوید، طنین انداز شود .



متن اهنگ صبحت بخیر عزیزم

 http://pouya00.persiangig.com/image/safe_image.jpg
صبحت بخیر عزیزم

با آنکـه گفتـه بودی
دیشـب خـدانگهدار

با آنکه دست سردت
از قـلـب خـستـه تـو
گویـد حدیث بـسـیـار

صــبـحت بـخـیـر عزیزم
بـا آنــکـه در نــگــاهــت
حرفی برای من نیست

بـا آنـکـه لـحـظـه لـحـظـه
می خوانم از دو چشمت
تـن خـسـتـه ای ز تـکـرار

در جان عاشق من شوق جدا شدن نیست
خو کرده قـفـس را مـیـل رهـا شدن نیست

مـن با تـمام جانم پر بسته و اسیرم
باید که با تو باشم در پـای تـو بـمیرم

صبحت بخیر عزیزم
با آنکـه گفتـه بودی
دیشـب خـدانگهدار

با آنکه دست سردت
از قـلـب خـستـه تـو
گویـد حدیث بـسـیـار

صــبـحت بـخـیـر عزیزم
بـا آنــکـه در نــگــاهــت
حرفی برای من نیست

بـا آنـکـه لـحـظـه لـحـظـه
می خوانم از دو چشمت
تـن خـسـتـه ای ز تـکـرار

این بار قصه ها را از دوش خسته بردار
من کوه استوارم به مـن بگـو نـگـه دار

عهدی که با تو بستم هرگز شکستنی نیست
این رشته تا دم مرگ هرگز گسستنی نیست

لینک دانلود
http://s2.picofile.com/file/7645775585/%D8%B5%D8%A8%D8%AD%D8%AA_%D8%A8%D8%AE%DB%8C%D8%B1_%D8%B9%D8%B2%DB%8C%D8%B2%D9%85_%D9%85%D8%B9%DB%8C%D9%86.mp3.html
----------------------------------------------------
صدای معین همیشه به دل میشینه وادم لذت میبره تموم ترانه هاش حرف ندارن هرچقدر هم گوش بدی سیر نمیشی ودلتو نمیزنه خواننده ای که صداشو خیلی دوست دارم


متن ترانه کعبه
تو مکه عشقی و من عاشق رو به قبلَتم
من اولین قربونی عیدای فطر کعبَتم
می میرم از عشق چشات اگه ندی تو حاجتم

هر چی بته به خاطرت کوبوندم و شکوندم
خودمو تو چشم مست تو آتش زدم، سوزوندم
به عشق دیدن گل روی تو اینجا موندم
بین نماز ظهر و عصرم استخاره کردم
خوب اومده مبارکه دور سرت بگردم
اگه به من وفا کنی؛ حاجتمو روا کنی
بین تموم عاشقات، نذر منو ادا کنی
یه کاسه گندم می ریزم تا کفترارو سیر کنم
واست می میرم انقدر تا دلتو اسیر کنم
به پات می شینم شب و روز، تا با تو عمرو پیر کنم

به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم
بیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینم

بین نماز ظهر و عصرم استخاره کردم
خوب اومده مبارکه دور سرت بگردم
اگه به من وفا کنی؛ حاجتمو روا کنی
بین تموم عاشقات، نذر منو ادا کنی
یه کاسه گندم می ریزم تا کفترارو سیر کنم
واست می میرم انقدر تا دلتو اسیر کنم
به پات می شینم شب و روز، تا با تو عمرو پیر کنم

تو مکه عشقی و من عاشق رو به قبلَتم
من اولین قربونی عیدای فطر کعبَتم
می میرم از عشق چشات اگه ندی تو حاجتم



متن ترانه ننه

http://s4.picofile.com/file/7746743973/%D9%85%D8%B9%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D9%87_%D9%86%D8%A7%D9%85_%D9%86%D9%86%D9%87_%D8%A8%D9%87_%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D8%AA_%D8%B1%D9%88%D8%B2_%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1.jpg

پشت در ننداختی ننه
با خوب و بدم ساختی ننه
سرم رو بگیر تو دامنت
قربون بوی پیرهنت
قربون بوی پیرهنت
قربون بوی پیرهنت

دنیا رو می خواستی برام

عمرت و گذاشتی به پام
عشق تو فقط زیارت
نماز بود و عبادت
نماز بود و عبادت
حرف و حدیثت منم
عاشق گیست منم
سفید مثل برفه
راس راسی خیلی حرفه
راس راسی خیلی حرفه
پشت در ننداختی ننه
با خوب و بدم ساختی ننه
سرم رو بگیر تو دامنت
قربون بوی پیرهنت
قربون بوی پیرهنت
قربون بوی پیرهنت


به انتظار دیدنم نشستی

چفت در و به عشق من نبستی
نشستی هی خدا خدا می کنی
اسم منو همش صدا می کنه
دنیا رو می خواستی برام
عمرت و گذاشتی به پام
عشق تو فقط زیارت
نماز بود و عبادت
نماز بود و عبادت
حرف و حدیثت منم
عاشق گیست منم
سفید مثل برفه
راس راسی خیلی حرفه
راس راسی خیلی حرفه


دل ناگرونم تویی

آروم جونم تویی
دل ناگرونت منم
آروم جونت منم
دل ناگرونم تویی
آروم جونم تویی
دل ناگرونت منم
آروم جونت منم


دنیا رو می خواستی برام

عمرت و گذاشتی به پام
عشق تو فقط زیارت
نماز بود و عبادت
نماز بود و عبادت
حرف و حدیثت منم
عاشق گیست منم
سفید مثل برفه
راس راسی خیلی حرفه
راس راسی خیلی حرفه
پشت در ننداختی ننه
با خوب و بدم ساختی ننه
سرم رو بگیر تو دامنت
قربون بوی پیرهنت
قربون بوی پیرهنت
و قربون بوی پیرهنت


به انتظار دیدنم نشستی

چفت در و به عشق من نبستی
نشستی هی خدا خدا می کنی
اسم منو همش صدا می کنه
دنیا رو می خواستی برام
عمرت و گذاشتی به پام
عشق تو فقط زیارت
نماز بود و عبادت
نماز بود و عبادت
حرف و حدیثت منم
عاشق گیست منم
سفید مثل برفه
راس راسی خیلی حرفه
راس راسی خیلی حرفه



لینک دانلود این اهنگ بسیار قشنگ از معین


http://s3.picofile.com/file/7378858381/Nane_moein



متن ترانه تمنا



ای جان من
هر کس به تمنای کسی غرق نیاز است
هر کس به سوی قبله ی خود رو به نماز است
هر کس به زبان دل خود زمزمه ساز است
با عشق در امیخته در راز و نیاز اسث

ای جان من تو . جانان من تو
در مذهب عشق ایمان من تو
هیهات که کوتاه شود با رفتن جانم
این دست تمنا که به سوی تو دراز است

هر کس به زبان دل خود زمزمه ساز است
با عشق در امیخته در راز و نیاز اسث

هر که در عشق تو گم شد از تو پیدا می شود
قطره ی نا قابل دل از تو دریا می شود
دستی که به درگاه خدا بسته پل عشق
کوتاه نبینید که این قصه دراز است

خاصییت عشق می جوشد از تو
دل رنگ اتش می پوید از تو
هر گوشه ی این خاک که دل سوخته ای هست
از دولت عشق تو در میکده باز است



لینک دانلود-یکی از بهترین ترانه های معین که حال خاصی به ادم دست میده وقتی گوش میدی مخصوصا با هندزفری حالت که گرفته است ارومت میکنه این ترانه

http://s2.picofile.com/file/7166729565/%D9%85%D8%B9%DB%8C%D9%86_%D8%AA%D9%85%D9%86%D8%A7.mp3.html

http://www.8pic.ir/images/32145712644256170929.jpg

داستانک؛ سگ و قصاب

 قصاب با دیدن سگی که به طرف مغازه اش نزدیک می شد حرکتی کرد که دورش کند اما کاغذی را در دهان سگ دید. 

http://kamyab.ir/wp-content/uploads/2013/04/SagWwW.Kamyab.IR_.jpg


کاغذ را گرفت. روی کاغذ نوشته بود «لطفا ۱۲ سوسیس و یه ران گوشت بدین». ۱۰ دلار همراه کاغذ بود.  
 
قصاب که تعجب کرده بود سوسیس و گوشت را در کیسه ای گذاشت و در دهان سگ گذاشت.  
سگ هم کیسه را گرفت و رفت.  
 
قصاب که کنجکاو شده بود و از طرفی وقت بستن مغازه بود تعطیل کرد و به دنبال سگ راه افتاد. 

سگ در خیابان حرکت کرد تا به محل خط کشی رسید. با حوصله ایستاد تا چراغ سبز شد و بعد از خیابان رد شد.

قصاب به دنبالش راه افتاد. 

سگ رفت تا به ایستگاه اتوبوس رسید نگاهی به تابلو حرکت اتوبوس ها کرد و ایستاد.  
قصاب متحیر از حرکت سگ منتظر ماند.  
 
اتوبوس امد, سگ جلوی اتوبوس آمد و شماره آنرا نگاه کرد و به ایستگاه برگشت. صبر کرد تا اتوبوس بعدی امد دوباره شماره آنرا چک کرد. اتوبوس درست بود سوار شد.

قصاب هم در حالی که دهانش از حیرت باز بود سوار شد.
 
اتوبوس در حال حرکت به سمت حومه شهر بود و سگ منظره بیرون را تماشا می کرد. پس از چند خیابان سگ روی پنجه بلند شد و زنگ اتوبوس را زد. اتوبوس ایستاد و سگ با کیسه پیاده شد. قصاب هم به دنبالش.  
 
سگ در خیابان حرکت کرد تا به خانه ای رسید. گوشت را روی پله گذاشت و کمی عقب رفت و خودش را به در کوبید. این کار را باز هم تکرار کرد اما کسی در را باز نکرد. سگ به طرف محوطه باغ رفت و روی دیواری باریک پرید و خودش را به پنجره رساند و سرش را چند بار به پنجره زد و بعد به پایین پرید و به پشت در برگشت. 

مردی در را باز کرد و شروع به فحش دادن و تنبیه سگ و کرد.
 
قصاب با عجله به مرد نزدیک شد و داد زد: چه کار می کنی دیوانه؟ این سگ یه نابغه است. این باهوش ترین سگی هست که من تا به حال دیدم.
 
مرد نگاهی به قصاب کرد و گفت: تو به این میگی باهوش؟ این دومین بار تو این هفته است که این احمق کلیدش را فراموش می کنه.

 اثر پائولو کوئیلو

عید سعید غدیر خم رو تبریک عرض میکنم

مهر تابان ولایت، شد نمایان در غدیر

باز بخشید این بشارت، خلق را جان در غدیر

«هر که من مولاى اویم این على مولاى اوست»

این ندا پیچید در گوش بزرگان در غدیر

خاطر اهل ولا زین گفته شد امیدوار

ناامید از رحمت حق گشت شیطان در غدیرhttp://womenhc.com/media/blogs/z-valiolahi/9_1.gif

عید است و غــدیرش ، علی والا است ، علی

دل تشنه عـــــدل است و او دریاست ، علی

جشن است و مبارک ، علی گشته است ، ولی

دنیا همـــه را شادی که مـــــولا است ، علی

http://khaatam.persiangig.com/image/Ghadir.jpg

بر عید غدیر عید اکبر صلوات / بر چهره ی نورانی حیدر صلوات

بر فاطمه این عید هزاران تبریک  / بر یک یک اهل بیت کوثر صلوات  . . .

عید غدیر بر شما مبارک

شباهات بازیگران ایرانی با بازیگران خارجی

http://mihankhabar.com/wp-content/uploads/2013/04/Actor-1-500x223.jpghttp://www.picpack.ir/wp-content/uploads/2012/05/y5807nhejfekddh3cy2q.jpghttp://www.picpack.ir/wp-content/uploads/2012/05/c3oodkikumcaeed8sitd.jpghttp://www.picpack.ir/wp-content/uploads/2012/05/7sfsfly7w0qd3qxfu2t1.jpghttp://tafrihy.com/wp-content/uploads/2013/08/sare-bayat-va-hva-2-tafrihy.com_.jpghttp://www.farspatogh.com/Upload-Bahar91/cc73ff93d9570956028a3b51062a26c5.jpghttp://forum.persianbax.ir/images/imported/2013/04/0335331001364762247_irannaz_com-1.jpghttp://axgig.com/images/07359047916192100305.jpg

کدومش سخت تره؟

http://3oz.ir/uploads/posts/2013-09/thumbs/1380371353_1380109050429744_large.jpg

چه سوال سختی به نظرم گزینه دو رو همه مون کشیدیم و خیلی هم سخت وعذاب اوره که حتی شکست عشقی بدی هم خورده باشی اون لحظه فراموش میکنی بی خیال گوشیت میشی وحاظری سر جلسه امتحانم نری ولی به اون کار اصلیت برسی که داره داغونت میکنه

روزگار عجیبیست!

http://www.up2.98ia.com/images/19368582761875181529.jpg

چه نمره ای خدا بهت میده؟

http://3oz.ir/uploads/posts/2013-09/1378988426_29.jpg

۵۰ هم بده راضیم -خدایا چرا نمیتونیم ببینیمت

دسته گل؟

http://3oz.ir/uploads/posts/2013-09/1378988488_30.jpg

صد درصد مادرم چون خیلی نصیحتم میکرد ومیگفت که این دختر به درد تو نمیخوره ولش کن .یادم نمیره بعد اون اتفاق چقدر دلداریم میداد واون صحنه که سرمو بوسید زندگی رو دوباره بهم برگردوند با اون حس زیبای مادرانش هر وقت حرف مادرمو گوش ندادم یه مشکلی برام پیش اومده که این هم یکی از همون موارد بود.دوست دارم مادر عزیز وگلم